محمود نجم آبادى

135

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

بسپارند موم مىمالند " . امر بهداشت چنان كه بيان گرديد در طب ايران باستان بسيار معتبر بوده ، و شايد در ميان اقوام و ملل ( آن‌طور كه از تواريخ مستفاد مىگردد ) تا قرون هفتم و اوائل هشتم ميلادى اصول بهداشت و مراعات آن به‌مانند بهداشت ايرانيان نبوده است . فردوسى شاعر بلندپايه ايران‌زمين ابيات زيادى دراين‌باره در شاهنامه سروده كه يكى از شاه‌بيت‌هاى آن كه مىتوان سرلوحه امر بهداشت و وزارت بهدارى باشد اين است : بدانگه كه يا بى تنت زورمند * ز بيمارى انديش و درد و گزند در باب هشتم ونديداد در فقره هشتم و نهم درباره دفن مرده آدمى دستور رسيده است ، كه در زمين سخت به قدر نيم پاى معتدل ( مقصود از معتدل و ميانه آن است كه نصف گرفته شود و مقصود از پا از كف پا تا بيخ ران است ) و در زمين نرم به قدر يك قد آدم معتدل بكنند ، و در زير آن خاكستر يا خاك بريزند و روى آن خاكستر آجر يا سنگ يا كلوخ گذارند ، پس از آن بدن مرده را در آن گودال گذارده ، دو يا سه شبانه‌روز يا به مدت يك ماه بگذرد ، تا آنكه موانع براى حمل مرده رفع شود و باد زمين را خشك نمايد تا بتوان روى زمين مرده خود را ببرند . نكته‌اى كه جالب است آنكه در اوستا دستور ساختن اتاق كوچك ( يا باصطلاح اوستاكده ) براى مرده ( مرد و زن و بچه ) آمده ، كه سر مرده كه روى بالش بلند است به سقف ( كده ) نخورد ( در ارتفاع ) و از پاهاى مرده بلندتر نباشد ( در طول ) ، و از دو دست مرده عريض‌تر نباشد ( در عرض ) كه چنين گور را كده شرعى گويند ( فقره 11 باب پنجم ونديداد ) . به همين نحو در فقرات 12 و 13 باب پنجم ونديداد در اين مقوله مطلب است . چنان كه در بالا مذكور افتاد براى مصون ماندن كالبد استخوانى آدمى در اوستا آمده است كه بايد استودان ( استخوان‌دان ) ساخته شود ، كه از دسترس سك و شغال و گرگ محفوظ باشد و اگر كسى استطاعت داشته باشد از سنگ يا آهك يا گل آن را ( يعنى استخوان‌دان را ) بسازد و الا در تشتك يا لحافى آن را بگذارند و بعد از آفتاب دادن استخوانها را بسته دفن نمايند ( فقرات 49 و 50 و 51 باب ششم ونديداد ) .